عکسهای بهاره کیان افشار در برنامه آپاراتچی

[ad_1]

عکسهای بهاره کیان افشار در برنامه آپاراتچی Aksaye Bahareh KianAfshar dar barnameh Aparatchi در ادامه تصاویر بهاره کیان افشار بازیگر سینما و تلویزیون در برنامه آپاراتچی را مشاهده خواهید کرد . برای دیدن تمامی تصاویر بهاره کیان افشار اینجا کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

تک عکس های جدید بازیگران ایرانی (۱۲۰۰)

[ad_1]

سری ۱۲۰۰ تک عکس های جدید بازیگران ایرانی خرداد ماه ۹۶ Tak Aksaye Jadid Bazigaran Irani Khordad mah 96 عکسهای بازیگران زن و مرد ایرانی احمد مهرانفر دانیال حکیمی مجید واشقانی حسام نواب صفوی لیلا بوشهری شهره سلطانی ارسلان قاسمی امیرمحمد زند مجید مظفری مهدی ماهانی رویا میرعلمی ویشکا آسایش امیر آقایی پگاه آهنگرانی میلاد […]

[ad_2]

لینک منبع

پیامک های عاشقانه و رمانتیک قشنگ

[ad_1]

پیامک های عاشقانه و رمانتیک قشنگ

من از اعدام نمی ترسم
نه از چوبش نه از دارش
من از پایان بی دیدار می ترسم
.
.
.
.
اس ام اس های عشقولانه
صدای آب میآید ٬ در حوض دلتنگیم چه میشوئی ؟
کمی آهسته تر ماهی کوچک دلم را در میان دستانت نمی بینی
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه قشنگ
وقتی همه ی را شبیه او می‌بینی ؛ عاشق هستی وقتی که او را شبیه همه می بینی ؛ تنها هستی
.
.
.
.

اس ام اس عشقولانه اخیر

پیام امد دوست داشتن را چی کسی است لایق
پاسخ دادم انکه یادت می کند در هر دقایق
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه ۹۶
عاشقانه ترین حرفی که یه پسر میتونه به یه دختر بگه اینه: عزیزم دختری که قراره بعد از تو عاشقش بشم دخترمونه
.
.
.
.

اس ام اس عشقولانه اخیر

هرکس گفت برایت می میرم دروغ گفت
من راست گفته ام ک برای تو زنده ام
.
.
.
.
اس ام اس های عشقولانه
نه روز و نه شب تنها شمارش نفس های تو عمر من است
.
.
.
.

اس ام اس عشقولانه اخیر

اندکی بیشتر زیر باران بمان
ابر ها را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه قشنگ

عشق آرام ترین شکل خودکشی است
.
.
.
.

اس ام اس عشقولانه

نیمی از دلم را عشق فراگرفته
و نیم دیگرش را شعر
اما تو
نه عشق را می شناسی و
نه شعر را
از پشت تمام پنجره های باز و بسته
جستجویت می‌کنم
اما همه وقت} در دلم هستی
.
.
.
.

اس ام اس عشقولانه ۹۶

مرد را که جذر بگیریم
بازوانی می‌شود که
دکترها مرفین صدایش میکنند
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه جدید
ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم
.
.
.
.
اس ام اس های عشقولانه
می دانم تنهایی سخته خیلی سخته
ولی من دوست دارم در سرزمین قلبت تنهاترین باشم
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه جدید
درون قفسی که پرنده میمیرد دلیلش ندیدن دوست است نه تنگی قفس
.
.
.
.

اس ام اس عشقولانه ۹۶

چگونه بفرستم تپش های قلبم را برای تو
تا باور کنی از یاد بردن کار من نیست
.
.
.
.
اس ام اس های عشقولانه
ﻃﺮﺡ ﮐﻤﺮﻧﮕﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
ﻧﻘﻄﻪ ﭼﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ
ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻣﻢ ﮐﺮﺩﯼ
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه
بزرگترین آروزویم این بود که کوچکترین آرزو ی تو باشم
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه جدید
دیوانه وار دوستت دارم
اندیشه ای که درست نمی‌دانم
حاوی لطافت است یا فاجعه
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه ۹۶
وقتی میگی میرم
وقتی میگی دیگه اسمتم نمیارم
وقتی میگی فراموشت می کنم
من خیالم راحته
چون میدونم به کجای قلبت شلیک کردم
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه ۹۶
ﻛﻮﭼﻚ ﺑﺎﺵ ﻭﻋﺎﺷﻖ ﻛﻪ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﻣﻴﺪﺍﻧﺪ
ﺁﻳﻴﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﻛﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ
.
.
.
.
اس ام اس های عشقولانه
به کسانی که لا به لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا میکنند احترام بگذارید اما عاشق کسانی باشید که وقتی شما به آن ها نیاز دارید هرگز به مشغله شان نگاه نمیکنند
.
.
.
.
اس ام اس عشقولانه

گرانی بیداد می کند این روزها
اما هنوز هم چیزی گران تر از دوری شما نیست

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب این بخش

[ad_2]

لینک منبع

تک عکس های جدید بازیگران ایرانی (۱۱۹۹)

[ad_1]

سری ۱۱۹۹ تک عکس های جدید بازیگران ایرانی خرداد ماه ۹۶ Tak Aksaye Jadid Bazigaran Irani Khordad mah 96 عکسهای بازیگران زن و مرد ایرانی همایون ارشادی شهاب حسینی مهرداد صدیقیان شقایق فراهانی دانیال عبادی رویا میرعلمی سحر دولتشاهی مجید مظفری ساناز کاشمری ساغر عزیزی محسن کیایی و برادرزاده اش نیوشا ضیغمی مهدی ماهانی هادی […]

[ad_2]

لینک منبع

عکسهای معصومه کریمی در تولد بهنوش بختیاری

[ad_1]

عکسهای معصومه کریمی در تولد بهنوش بختیاری Aksaye Masoumeh Karimi dar Jashn Tavalod Behnoosh Bakhtiari در این مطلب از سایت ، جدیدترین تصاویر معصومه کریمی در جشن تولد بهنوش بختیاری را برایتان آماده کرده ایم که در ادامه مشاهده خواهید کرد . اگر تصاویر جشن تولد بهنوش بختیاری را از دست داده اید اینجا کلیک […]

[ad_2]

لینک منبع

بهبود و افزایش امنیت اکانت تلگرام

[ad_1]

« افزایش امنیت اکانت تلگرام »

امروزه تعداد افراد زیادی از مردم از برنامه‌ی تلگرام برای پیام‌رسانی خود استفاده می‌کنند و این نگرانی رو همه‌ی مردم‌دارند که خدایی نکرده اطلاعات شخصی‌شان به سرقت بره

هنوز که هنوزه راهی برای هک تلگرام یافت نشده ولی بازهم بعضی از دوستان می‌توانند به تلگرام شما راه پیدا کنند اینجا راه‌های مقابله با این نوع افراد رو نشون میدیم.

این روشی که بعضی از دوستان انجام میدن اصلاً نمیشه اسمشو گذاشت هک ولی به تلگرام شما راه پیدا می‌کنند . این افراد ابتدا در قسمتی که باید شماره‌ی خودشون رو وارد کنند شماره‌ی شما رو وارد می‌کنند و بعد وقتی کد برای شماره‌ی شما ارسال میشه اونا گوشی شما رو یواشکی برمی‌دارند و کد رو نگاه می‌کنند و وارد تلگرام میشن اول اینکه فقط دوستان و آشنایان و نزدیکان شما می‌توانند ازاین‌روش استفاده کنند که این روش بسیار مبتدی بوده و راحت میشه با یک سری تنظیمات این مشکل رو حل کرد .

اولین روش اینه که مواظب گوشی خود باشید و رمز مناسبی رو روی گوشی خودتون بزارید .


دومین روش :

شما میتونید روی تلگرام خودتون رمز بگزارید.

  1. ابتدا وارد تلگرام شوید.
  2. وارد تنظیمات تلگرام شوید.
  3. وارد privacy and security شوید.
  4. به password lock بروید.

porepor (1)

۵٫ گزینه‌ی password lock رو انتخاب و در مرحله‌ی بعد رمز دلخواه رو بزنید.

porepor (2)

۶٫ خب پس از زدن رمز عملیات انجام میشه و یه آیکون قفل بالای صفحه در سمت راست ظاهر میشه که باید هنگام خارج شدن اون رو بزنید تا آیکون قفل باز تبدیل به آیکون قفل بسته بشود .
ولی شاید یه وقت شما یادتون بره آیکون قفل رو بزنید تا تلگرام قفل بشه به خاطر این اگر بخواهید تلگرام به‌طور اتوماتیک قفل بشه باید از همان قسمت password lock گزینه‌ی auto lock رو بزنید .

porepor (3)

و مقدار اون رو روی ۱ minutes قرار بدهید تا بعد از یک دقیقه خودش اتوماتیک تلگرام رو قفل کنه .

porepor (4)


روش two – step verification :

  1. ابتدا به تنظیمات و به قسمت privacy and security بروید .
  2. به قسمت two – step verification بروید .
  3. گزینه‌ی set additional password رو بزنید.

porepor (5)

۴٫ قسمت‌های password و email رو به‌خوبی پرکنید زیرا password که انتخاب می‌کنید بعداً برای نصب مجدد تلگرام نیاز است.
۵٫ خب بعدازاینکه قسمت‌ها رو به‌خوبی پر کردید با پیغام زیر روبرو می‌شوید که میگه باید ایمیل خودتون رو چک کنید .

porepor (6)

۶٫ به ایمیل خود نگاه کنید یه ایمیل حاوی یک لینک است که باید به اون لینک بروید توی اون لینک یه پیغام مبنی بر این‌که عملیات با موفقیت انجام‌شده مواجه میشید.

Capture

خب این عملیات با موفقیت انجام شد .
الان هرکسی بخواهد شماره‌ی شما رو بزنه اون کد هم بفهمه اون رمزی که در مراحل بالا زدید رو نزنه تلگرام شما برای اون بالا نمیاد .


و اما اینم آخرین راه هست که میتونه جلوی کسی رو بگیره که وارد تلگرام شما شده این راه عملیه و حتماً کار میکنه .

روش active sessions :

  1. ابتدا به تنظیمات و به بخش privacy and security بروید.
  2. به قسمت active sessions بروید.
  3. خب به اینجا خیلی دقت کنید .

porepor (7)

۴٫ اگر مثل تصویر بالا نوشته بود telegram desktop یعنی یکی با کامپیوتر وارد تلگرام شما شده اگر یک telegram android دیگر بود بفهمید یکی با یک دستگاه اندروید وارد تلگرام شما شده خب با توجه به مدل که بالا نوشته گوشی خودتون رو پایین پیدا کنید و اون غریبه رو انتخاب کنید تا با پیغام زیر مواجه شوید .

porepor (8)

۵٫ OK رو بزنید تا اون دیگه نتونه به تلگرام شما دسترسی پیدا کنه.

دوستان دقت کنند که اگر یک‌وقت کسی به تلگرام شما راه پیدا کرد یا شماره‌ی شما رو زد خود تلگرام یک کد برای شما میفرسته و بعدازاینکه اون فرد بتونه کاملاً وارد تلگرام شما بشه یک پیام مبنی بر اینکه یک نفر با چه دستگاهی وارد تلگرام شما شده میاد که می‌توانید با کارهای بالا مشکل رو حل کنید.

«موفق باشید»
(*_*)

[ad_2]

لینک منبع

خلاصه ای از جریان حرکت امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا

[ad_1]

56788888

 

معاویه در سال ۶۰ هجری قمری مرد. یزید به والی مدینه دستور داد تا از امام حسین بیعت بگیرد. وقتی ولید بن عقبه، والی مدینه از امام خواست با یزید بیعت کند، امام یک شب مهلت خواست در شب بعد امام همراه اهل بیت خود به سوی مکه روانه گردید. گفتنی است امام مسیر اصلی مکه را در پیش گرفت و چون گفتند که از بیراهه برویم نپذیرفت.

سوم شعبان سال۶۰ه‍ ق، امام به مکه رسیدند. و چون خبر مرگ معاویه به اهل کوفه رسید و دانستند که امام از بیعت با یزید امتناع فرموده، همه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و به امام نامه نوشتند که به کوفه بیاید و رهبری آنان را به دست گیرد و پی در پی بسوی امام پیک روانه کردند. از جمله قیس بن مسهّر، عبدالرحمان ارحبی، عماره بن عبدالسلولی، هانی بن هانی،‌سعید بن عبدالله حنفی.

چون نامه ها و پیک های کوفیان زیاده از حد گردید. امام مسلم بن عقیل، پسر عموی خود را بعنوان نماینده به کوفه فرستاد.[۱]هنگامی که مسلم به کوفه رسید و اجتماع مردم را دید و همگی به او دست بیعت دادند. او به امام پیغام داد که بسوی کوفه حرکت کند. این جریان به گوش یزید می رسد لذا بخاطر عملکرد ضعیف نعمان بن بشیر، او را از حکومت کوفه عزل و عبید الله بن زیاد را به جای او می گمارد.

با آمدن عبیدالله اوضاع دگرگون می شود او تمام یاران مسلم را با تهدید و تطمیع از اطراف او پراکنده می سازدو بالاخره او را که تنها مانده و در خانه پیرزنی مخفی گشته بود دستگیر کرده از بام قصر خود به پایین انداخته و به شهادتش می رساند.[۲]

امام حسین(ع) هشتم ذی الحجه از مکه خارج می شود تا مبادا توسط عمال یزید در آنجا مورد حمله قرار بگیرد و در خانه خدا خونی ریخته شود. موقع حرکت افرادی از جمله محمد حنفیه و ابن عباس می خواهند مانع حرکت امام به سوی کوفه شوند اما امام به هر کدام پاسخی در خور می دهد.

چون امام به منطقه حاجر می رسد قیس بن مسهّر را برای بررسی اوضاع به کوفه گسیل می کنند. اما وقتی سپاه کوچک اما با عظمت امام به منطقه ثعلبیه می رسد. عده ای خبر شهادت مسلم بن عقیل را به ایشان می دهند.[۳]

در منطقه شراف بود که امام با سپاه حرّ بن یزید روبرو می شوند. امام دستور می دهد که افراد او و اسبهایشان را سیراب کنند. و هر دو سپاه در نماز ظهر به حضرت اقتدا می کنند. امام به حر می گوید اگر اهل کوفه بر عهدی که بستند، نیستند ما بر می گردیم، اما حرّ می گوید من دستور دارم تا همراه سپاه تو باشم و نگذارم نزدیک کوفه شوی و یا جای دیگر بروی تا دستور دیگری برسد.[۴]

امام ـ علیه السلام ـ برای اینکه بهانه ای دست آنان باقی نماند و حجت را بر آنها تمام کند می گوید شما کوفیان نامه نوشتید و از من دعوت کردید بیایم اکنون اگر می خواهید بر می گردم.[۵]

عمر بن سعد قضیه را به اطلاع عبیدالله بن زیاد می رساند اما عبیدالله می گوید، به آنان بگو باید همگی با یزید بیعت کنند و او را امیرالمؤمنین بدانند. اما امام حسین بیعت با یزید را که بمعنای تأیید اعمال وقیحانه او و از بین رفتن دین بود، نمی پذیرد.

روز هفتم محرم بود که عبیدالله دستور می دهد که سپاه مانع استفاده امام و یاران او از رود فرات شوند لذا عمر بن سعد دسته ای را بر رود نگهبان می گذارد تا قطره آبی به خیمه های آل رسول خدا نرسد.

عصر روز نهم محرم عمر بن سعد خطاب به سپاه خود می گوید: «ای لشکر خدا بر اسبهای خود سوار شوید و به بهشت قدم بگذارید» و به دنبال آن طبلهای جنگ نواخته می شود.امام حسین ـ علیه السلام ـ برادرش عباس را می فرستد و می فرماید که جنگ را برای فردا نگه دارید تا ما امشب را به نیایش با پروردگار بپردازیم. در این حین شمر بن ذی الجوشن می آید و خطاب به حضرت ابوالفضل و برادران او می گوید: اگر بخواهید شما را امان می دهم تا زنده بمانید.

اما آن حضرت جواب می دهد خداوند تو و امان تو را لعنت کند. آیا ما در امان خواهیم بود در حالیکه پسر رسولخدا در امان نیست.[۶]

در همان شب امام حسین یاران خود را جمع کرده و خطاب به آنان می فرماید که این لشکر جرّار مرا می خواهند شما می توانید از تاریکی شب استفاده کنید و جان به سلامت ببرید. اما یاران با وفایش می گویند ما جان و مال و اهل خود را فدای تو می کنیم.[۷]

جمعه، روز دهم محرم شد امام طبق وظیفه الهی خویش سعی کردند تا شاید با خطابه ای عده ای را از خواب غفلت شیطانی بیدار کرده و سعادتمند نمایند لذا خطاب به سپاه کوفه فرمود: ای مردم در هوا و هوس شتاب نکنید، شما مرا می شناسید که فرزند دختر رسولخدا و علی بن ابیطالب هستم. به چه جرمی ریختن خون مرا روا می دانید. ای عمر بن سعد تو مرا می کشی تا به حکومت ری برسی اما هیچوقت به آرزویت نخواهی رسید.[۸]

حرّ بن یزید ریاحی به خود آمد و نادم و پشیمان به جمع یاران امام پیوست و خود را از عذاب ابدی خداوند نجات داد.

طولی نکشید که فرمان جنگ توسط عمر بن سعد صادر شد و بین دو سپاه جنگ در گرفت، سپس جنگ تن به تن شروع گشت. چون ظهر شد، امام از دشمن خواست که جنگ را متوقف کنند تا به نماز باستند اما دشمن نامرد، در بین نماز بسوی آنان تیر اندازی کردند و دو نفر را که به حفاظت امام ایستاده بودند به شهادت رساندند. ابتدا اصحاب به مصاف دشمن رفته و همه شهید شدند. سپس اولین نفر از بنی هاشم و فرزندان امام حسین که به میدان جنگ رفت حضرت علی اکبر بوده است. دیگر شهدای بنی هاشم عبارتند از: دو پسر حضرت زینب، سه برادر حضرت ابوالفضل، سه پسر امام حسن ـ علیه السلام ـ و علی اصغر و در نهایت برادر امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل که پرچمدار لشکر بود و برای آوردن آب به خیمه ها به سوی رود فرات حمله برده بود. مجموع شهدای بنی هاشم ۱۷ نفر بوده است.

وقتی تمامی اصحاب و بنی هاشم به شهادت رسیدند امام ـ علیه السلام ـ خود به تنهایی به قلب لشکر دشمن هجوم بردند عمر بن سعد چون دید با جنگ تن به تن نمی توانند آسیبی به فرزند علی برسانند، دستور می دهد دسته جمعی حمله کنند و در نهایت آن حضرت را به شهادت می رسانند و شمر خبیث برای اینکه جایزه ای بزرگ نصیبش شود سر مبارکش را از تن جدا می کند.

با شهادت امام، عمر سعد ملعون دستور حمله به خیمه ها و آتش زدن آنها را می دهد و هر چه در خیمه ها بود حتی زیور آلات کودکان و زنان را با تمام شقاوت می ربایند. بدین ترتیب فجیع ترین روز تاریخ بشری به پایان می رسد و اهل بیت رسولخدا بدون هیچ سایبان و پوششی بر روی شتران بدون زین و جهاز تا کوفه و از آنجا تا دمشق به اسارت برده می شوند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱. کتاب منتهی الآمال، شیخ عباس قمی.

۲٫ لهوف، سید بن طاووس.

۳٫ در کربلا چه گذشت، شیخ عباس قمی.

——————————————————————————–

[۱] . محدث قمی، سفینه البحار، تهران، فراهانی، بیتا، ج۲، ص۴۶۷٫

[۲] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ه‍ ق، ج۴۴، ص۳۴۰٫

[۳] . مجلسی، پیشین،

[۴] . ابن اثیر، الکامل، بیروت، داراحیاء التراث، ۱۴۰۸، ج۲، ص۵۶۲٫

[۵] . هاشمی، علی بن حسین، الحسین فی طریقه الی الشهاده، قم، شریف رضی، ۱۴۱۳، ص۹۴٫

[۶] . ابن اثیر، پیشین، ج۲، ص۵۵۸٫

[۷] . هاشمی، علی بن حسین، پیشین، ج۳، ص۱۷۵٫

[۸] . تقوی، ابوالفضل، تمدن اسلام و ایران، قزوین، بحرالعلوم، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص۵۶٫

[ad_2]

لینک منبع

کرامات باب الحوائج حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

[ad_1]

تاسوعا

تاسوعا

 

شفاعت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
آیه الله حاج میرزا هادى خراسانى در کتاب معجزات و کرامات مى نویسد:
چنین فرمود عالم ربانى شیخ مرتضى آشتیانى ، از حجت الاسلام استادش حاج میرزا حسین خلیلى طهرانى – اعلى الله مقامه – که گفت : خبر داد ما را شیخ جلیل و رفیق نبیل که با همدیگر در درس صاحب جواهر حاضر مى شدیم ، که یکى از تجار که رئیس ‍ خانواده الکبه در زمان خود بود، پسرى دارد جوان خوش منظر و مؤدب ، والده اش علویه محترمه اى است ، و منحصر است اولاد ایشان به همین جوان ، در کربلا مریض شد و شاید ناخوشى او حصبه تیفوس بوده و به قدرى سخت شد که به حال مرگ و احتضار افتاد، بلکه فوت کرد و چشم و پاى او را بستند. پدرش از اندرون خانه به بیرونى رفته و بر سر و سینه مى زد. علویه محترمه مادر آن جوان ، به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام مشرف و از کلیددار آستانه خواهش کرد که اجازه بدهد شب را تا صبح در حرم بماند. نخست کلیددار قبول نمى کرد، ولى وقتى علویه خود را معرفى کرد و گفت : پسر من مختصر است و چاره اى جز توسل به حضرت باب الحوائج ندارم ، کلیددار قبول کرد و به مستخدمین دستور داد علویه را در حرم بگذارند بماند.
شیخ جلیل مى فرماید: همان شب من مشرف به کربلا شدم و ابدا از جریان حال تاجر الکبه و بیمارى فرزندش اطلاعى نداشتم . در همان شب ، خواب دیدم که مشرف به حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام گشتم ، از طرف مرقد حبیب بن مظاهر وارد شدم ، دیدم فضاى بالا سر حرم از زمین و آسمان و فضا تمام مملو از ملائکه است و در مسجد بالا سر تخت گذاشته اند حضرت رسالت مآب علیه السلام و حضرت شاه ولایت امیرالمؤمنین على علیه السلام بر تخت نشسته اند. در کنار اثنا ملکى پیش رفت عرض کرد: السلام علیک یا رسول الله ، السلام علیک یا خاتم النبیین ، پس عرض کرد حضرت باب الحوائج ابى الفضل علیه السلام عرض مى کند حضرت باب الحوائج ابى الفضل علیه السلام عرض مى کند: یا رسول الله ، علویه ، عیال حاجى الکبه ، پسرش ‍ مریض است به من متوسل شده ، شما به درگاه الهى دعا کنید که حق – سبحاته تعالى – او را شفا عطا فرماید. حضرت ختمى مرتبت دست به دعا برداشتند. بعد از لحظه اى فرمودند: موت این جوان مقدر است . ملک برگشت .
بعد از لحظه اى دیگر، ملک دیگر آمد و سلام کرد و پیغامى به همان قسم آورد.
دو مرتبه ، حضرت رسالت مآب دست به دعا و روى به درگاه حضرت باری تعالى کردند. پس از لحظه اى سر فرود آوردند، فرمودند: مردن این جوان مقدر است . ملک برگشت . شیخ فرمود: ناگاه دیدم ملائکه حاضرین در حرم یک مرتبه به جنبش در آمدند، ولوله و زلزله در آن ها افتاد. گفتم : چه خبر شده ؟! چون نظر کردم ، دیدم حضرت ابى الفضل علیه السلام خودشان تشریف آوردند، با همان حالت وقت شهادت در کربلا!
مؤلف مى گوید: جهت اضطراب ملائکه همین است که تاب دیدار آن حالت را نداشتند. حضرت عباس پیش آمد و عرض کرد:
السلام علیک یا رسول الله ، السلام علیک یا خیر المرسلین ، علویه فلانه توسل به من (پیدا) کرده و شفاى فرزندش را از من مى خواهد. شما به درگاه کبریایى عرض ‍ نمایید که ، یا این جوان را شفا عنایت فرماید، و یا آن که مرا باب الحوائج نگویند و این لقب را از من بردارند!
چون آن سرور، این سخن را به خدمت پیغمبر اطهر صلى الله علیه و آله عرض داشت ، ناگاه چشم مبارک آن حضرت پر از اشک شد و روى مبارک به حضرت امیر علیه السلام نمود و فرمود: یا على تو هم با من در دعا همراهى کن . هر دو بزرگوار، روى به آسمان و دست به دعا برداشتند. بعد از لحظه اى ملکى از آسمان نازل گردید و به خدمت حضرت رسالت مآب مشرف (گشته) سلام نمود و سلام حق – سبحانه و تعالى – را ابلاغ نمود، عرض کرد حق متعال مى فرماید: باب الحوائج را از عباس نمى گیریم ؛ و جوان را شفا عطا فرمودیم .
شیخ راوى که این خبر را دیده ، مى گوید: فورا از خواب بیدار شدم ، چون اصلا خبرى از این قضیه به هیچ وجه نداشتم بسیار تعجب نمودم . گفتم : البته این خواب صدق و صحیح است و در آن اسرارى هست . برخاستم دیدم الآن سحر است و یک ساعت به صبح مانده است . فصل تابستان بود. به سمت خانه حاجى الکبه روانه شدم .
مؤلف گوید: گوینده قصه ، آدرس خانه حاجى مذکور را – که در مقابل درب صحن سلطانى مى باشد – گفتند و مرحوم علامه العلماء، حاج محمد حسن کبه ، برادر مرحوم حاج مصطفى کبه ، اولاد مرحوم حاج صالح کبه که بزرگترین تاجر شیعه در بغداد و صاحب خیرات و مبرات بودند، در همان خانه منزل مى کردند و این جانب در همان جا به دیدن مرحوم علامه مذکور رفتم . سال هاى متمادى در بحث مرحوم استاد حجت الاسلام تقى الدین شیرازى با آن مرحوم کمال انس را داشتیم .
شیخ گوینده گفت : چون وارد خانه شدم ، پدر آن جوان را دیدم میان خانه راه مى رود و بر سر و صورت مى زند، و جوان را در اطاقى تنها گذاشته اند زیرا مرگش محقق و محسوس بود و چشم و انگشت پاهاى او را بسته بودند. به حاجى گفتم تو را چه مى شود؟ گفت : دیگر چه مى خواهى بشود؟! دست او را گرفتم ، گفتم آرام بگیر و بیا همراه من ، پسرت کجاست ، حق تعالى او را شفا داد و دیگر خوفى و خطرى در او نیست . تعجب کرد، مرا برد در اطاق بیمارى که مى پنداشتند چند لحظه دیگر زنده نخواهد بود و یا آن که چند دقیقه بود که مرگ او را ربوده بود. وارد شدیم دیدم به قدرت کامله الهیه جوان نشسته است و مشغول باز کردن چشم خود مى باشد! پدرش ، که این حالت را دید، دوید او را بغل گرفت . جوان فریادش بر آمد که گرسنه ام خوراک بیاورید. چنان مزاجش رو به بهبودى مى رفت که گویا ابدا مریض و المى او را عارض نگردیده بود.(کرامت ش۲)

سلام بر تو اى خادم عباس علیه السلام !
مؤلف کتاب الوقایع (صفحه ۳۶) از آیه الله العظمى حاج میرزا حسن شیرازى (متوفى سنه ۱۳۱۲ق) نقل کرده که فرمود:
من از سامراء براى زیارت حسین بن على علیه السلام رهسپار شدم در بین راه به منزل یک نفر رئیس قبیله وارد شدم . ضمن پذیرایى زنى پیش من آمد و گفت : السلام علیک یا خادم العباس ، درود بر تو اى خادم عباس . من از این طرز سلام تعجب نمودم . از رئیس قبیله پرسیدم این زن کیست و چرا این جور سلام مى دهى .
جواب داد: این زن ، خواهر من است .
زمانى من سخت مریض شدم ، به گونه اى که حالم وخیم گشت و به حالت احتضار رسیدم . در آن حال دیدم که خواهرم بالاى تپه اى که جلوى منطقه سکونت ایل ما قرار دارد، رو به سوى قبر مولاى ما عباس علیه السلام کرده و با گیسوى پریشان و چشم گریان مى گوید: اباالفضل ، از خدا بخواه برادرم را شفا دهد.
سپس دو آقاى بزرگوار را مشاهده کردم ، یکى از آنان به دیگرى گفت : برادرم ، حسین ، ببین این زن مرا وسیله شفاى برادر خود قرار داده است ، از خدا بخواه تا او را شفا دهد. امام حسین علیه السلام فرمود، این شخصى است که نزدیک است دنیا را بدرود گوید، و کار از کار گذشته است . خواهرم براى بار دوم و سوم با لحن تند از مولاى ما عباس علیه السلام خواست تا از خدا براى من درخواست شفاعت نماید.
مجددا دیدم که عباس با دیده شکیبا به امام حسین علیه السلام عرضه دارد: برادرم از خدا بخواه که این مریض را شفا دهد و گرنه لقب باب الحوائجى را از من سلب نماید.
امام حسین علیه السلام با توجهى کامل فرمود: برادرم ، خدایت سلام مى رساند و مى فرماید این موقعیت تا روز قیامت براى تو باقى است . ما به احترام تو این مریض را شفا دادیم . (۱)
درگاه او چو قبله ارباب حاجت است
باب الحوائجش همه جا گفتگو کنند

اخلاص به حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
نقل کرده اند دو نفر فاضل در کربلاى معلى با هم رفیق بودند. یکى از آنان وفات کرد و رفیق شبى او را در خواب دید. خواست با وى مصاحبه کند، شست او را گرفت و گفت : بگو ببینم بر تو چگونه گذشت ؟
گفت : مأمور نیستم بگویم . شخص متوفى به حضرت عباس علیه السلام خیلى اخلاص داشت . خواب بیننده ، که از این ویژگى وى خبر داشت ، وقتى دید نمى گوید، به متوفى گفت : به نیابت از تو یک دفعه حضرت عباس علیه السلام را زیارت مى کنم ، بگو. وى گفت : از سه چیز، در آن دنیا امید نجات هست : اول – زیارت حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه السلام ؛ دوم – گریه کردن بر آن جناب ؛ سوم – مماشات کردن با مردم . (۲)

چند راه براى توسل به محضر قمر بنى هاشم علیه السلام
۱٫ عباس در حروف ابجد مطابق با عدد ۱۳۳ است . به تجربه رسیده که اگر کسى براى برآورده شدن حاجت و رفع گرفتارى بعد از نماز روز جمعه ، ۱۳۳ مرتبه رجاء بگوید: یا کاشف الکرب وجه الحسین اکشف لى کربى بحق اخیک الحسین علیه السلام ، حاجت او برآورده و گرفتاریش برطرف مى شود.
۲٫ اشخاصى که در بیابان تشنه و در معرض هلاکند، توسل جستن به ابى القربه یا اباالقربه مؤثر بوده و بدین وسیله رفع تشنگى از آنان مى شود. این امر نیز تجربه شده است .
۳٫ مرحوم بیرجندى در کتاب شریف کبریت احمر مى نویسد: در سفر عتبات عالیات در عالم رؤیا دیدم اگر کسى بگوید عبدالله أباالفضل دخیلک حاجت او برآورده شود. پس از آن احقر مکرر به آن عمل کردم و حوائج مهم و بزرگى برآورده شد.
۴٫ به تجربه رسیده است که نذر براى ام البنین علیهاالسلام و اطعام مستمندان به نام اباالفضل علیه السلام ، براى برآورده شدن حاجات مؤثر است .
۵٫ از مرحوم آیت الله العظمى آقاى حاج سید محمود حسینى شاهرودى قدس سره نقل شده است که فرموده بود: من در مشکلات ، صد مرتبه صلوات براى مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، ام البنین علیهاالسلام ، مى فرستم .(۳)
۶٫ چهار شب جمعه ، ده مرتبه سوره یس ، بدین طریق :
شب جمعه اول سه مرتبه ، شب جمعه دوم سه مرتبه ؛ شب جمعه سوم سه مرتبه : شب جمعه چهارم ، یک مرتبه سوره یس به نیابت از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و هدیه براى مادرش ام البنین علیهاالسلام بخواند، ان شاء الله حاجت روا گردد.(۴)

ختم مجرب
۷٫ یکى از ختم هاى مجربه راجع به حضرات چهارده معصوم علیهم السلام و جناب حضرت اباالفضل العباس علیه السلام را بدین منوال گفته اند: به نیت قربت مطلقه دو رکعت نماز حاجت بخواند و هزار و چهارصد مرتبه ذکر صلوات هدیه چهارده معصوم علیهم السلام بخواند و صدمرتبه نیز هدیه به پیشگاه حضرت اباالفضل العباس ‍ علیه السلام ، که ابواب درگاه آل محمد علیهم السلام و باب ولایت است ، بفرستد و حاجت خود را بطلبد، إن شاء الله تعالى روا مى شود.(۵)

ختم مجرب وسیع الاجابه
۸٫ بین نماز مغرب و عشا، دو رکعت نماز حاجت بخواند تا چهل و یک شب ، و توسل به ساحت کثیرالبرکات حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام جوید، بدین طریق : بعد از نماز، اول ذکر شریف صلوات ، و سپس کلمات زیر با توجه کامل خوانده شود (ضمنا چهل شب که تمام شد، باید یک شب آخر از چهل شب را گرو نگاه داشت ، تا وقتى که حاجت برآورده شد، آن گاه به جا آورد). کلمات مزبور این است :
یا من یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء یا رب یا رب یا رب یا عباس على بن ابى طالب الامان الامان الامان ادرکنى ادرکنى ادرکنى جملات آخر را تکرار نماید تا نفس قطع شود؛ ان شاء الله حاجت روا مى شود.(۶)

۹٫ مؤلف مکین الاساس آورده است :
ثقه اى خبر داد مرا که حاجت مهمى داشتم . از پیره زال جده خود شنیده بودم که هر گاه کسى براى قضاى حاجتش ، هفت شب چهارشنبه متوسل به حضرت عباس شده و در هر یک از شب هاى مزبور صد مرتبه ورد زیر را بخواند، حاجت او به شکل غیر عادى برآورده خواهد شد. و آن این است :
اى ماه بنى هاشم ، خورشید لقا عباس
اى نور دل حیدر، شمع شهدا عباس
از درد و غم ایام ما رو به تو آوردیم
دست من مسکین گیر از بهر خدا عباس
نظیر این توسل را، مرحوم حاجى میرزا حسین تهرانى نجل حاجى میرزا خلیل (از علماى عصر مشروطه) عمل کرده بودند، درد ایشان فورا ساکت شده و دیگر عود نکرده بود.(۷)

توسل به حضرت عباس علیه السلام
۱۰٫ نگارنده گوید: یکى از موثقین محترم که سال هاى متمادى مجاور کربلا بود، در شب یکشنبه ربیع الثانى ۱۴۱۴ ق در حرم مطهر کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام نقل کردند:
صاحب کتاب المعالى السبطین ، مرحوم شیخ مهدى مازندرانى سال ۱۳۵۸ هجرى قمرى در کربلا ایام ماه مبارک رمضان در چند جا منبر مى رفت و آخرین منبرش در رواق حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام بود. مرحوم مازندرانى یک شب فرمودند: هر کسى فردا شب به اینجا یعنى به رواق حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام بیاید، تحفه اى به او خواهم داد. فردا شب ما نیز در آن مجلس حاضر شدیم .
ایشان ، توسل و ختمى براى حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نقل کرد که انجام آن وقت معین و ساعت و روز مشخصى ندارد. طریقه ختم را این طور بیان فرمودند: ابتدا ۱۳۳ مرتبه صلوات بفرستند اللهم صل على محمد و آل محمد، نیز ۱۳۳ مرتبه بگوید: یاعباس ، یاعباس ، و بعد از آن مجددا ۱۳۳ مرتبه بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد. و این عمل را هر روز انجام دهد تا حاجتش برآورده شود.
ناقل مطلب افزودند: من براى برآمدن حاجتى ، بعد از اتمام ماه رمضان مزبور، از همان روز اول شوال این ختم را شروع کردم ، روز هشتم شوال حاجتم برآورده شد.
خواسته من این بود: من در کربلا بودم و مادرم در ایران به سر مى برد و مى خواستم وى نیز به کربلا بیاید. حضرت عباس علیه السلام عنایت فرمودند و حاجتم – آمدن مادر به کربلا – روا شد.

۱۱٫ از بیاض خطى موجود در کتابخانه مرحوم آیت الله العظمى آقاى حاج سید محمدرضا گلپایگانى (ره) طریقه و ختم توسل به حضرت عباس علیه السلام را این چنین نوشته است :
از شب جمعه یا شب دوشنبه ، قبل از نماز صبح شروع تا وقت نماز صبح تمام شود، دوازده روز، و هر روز یکصد و سى و سه مرتبه بخواند:
اى ماه بنى هاشم خورشید لقا عباس
اى نور دل حیدر شمع شهدا عباس
از دست دادن غم دوران من رو به تو آوردم
دست من بی کس گیر از بهر خدا عباس

ختم مجرب دیگر
۱۲٫ آیت الله سید نورالدین میلانى فرمودند: مرحوم آیت الله آقاى سید محمدرضا بروجردى (قدس سره) ، از علماى بزرگ حوزه علمیه کربلا بودند که اخیرا در مشهد مقدس در جوار حرم مطهر حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا – علیه آلاف التحیه و الثناء – سکنا گزیده بودند. از ایشان در عداد مراجع یاد مى شد ولى عمرش وفا نکرد.
مرحوم بروجردى ، آن زمان که در کربلا ساکن بودند، آشتى و حسن رفتار بین عیال و مادرشان به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام متوسل مى شوند و نتیجه خوبى مى گیرند، به طورى که صفا و صمیمیت کامل بین همسر و مادر ایشان برقرار مى گردد. توسل ایشان به این نحو بوده است : طبق مشهور ۱۳۳ بار به عدد نام حضرت اباالفضل العباس علیه السلام ، ذکر یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربى بحق اخیک الحسین علیه السلام مرحوم اصفهانى ، استاد مرحوم ، استاد مرحوم پدرم ، آیت الله العظمى آقاى سید محمد هادى میلانى قدس سره بودند و منزل ما زیاد تشریف مى آوردند.

بروز کرامت در وادى البکا
اى ابوالفضل مسلمان ها به دادم برس !
حجت الاسلام والمسلمین آقاى شیخ عبدالرحمن بخشایشى ، در تاریخ ۲۴ ذى قعده ۱۴۱۴ ه ق ، از مرحوم آیت الله آقاى حاج سید جعفر شاهرودى (قدس سره) نقل کرد که ایشان فرمودند:
شخصى مسیحى نزد من آمد تا مسلمان بشود. علت مسلمان شدن را از ایشان جویا شدم . گفت : ماشین تریلرى داشتم که در گردنه اسدآباد همدان در معرض سقوط به دره قرار گرفت ، در حالی که شب بود و سرماى زمستان هم همه جا را فرا گرفته بود. اسم مبارک حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را در مجالس مسلمان ها شنیده بودم . با مشاهده این صحنه یک دفعه گفتم : یا ابوالفضل مسلمان ها بدادم برس ! مثل این که کسى فرمان را از دستم گرفت و نجات پیدا کردم . ماشین به سنگ بزرگى خورد و توقف کرد.
پس از توقف ماشین به سطح جاده آمدم . دیدم کسى در جاده نیست ، ولى نور چراغ از دره پیداست . به سراغ آن نور رفتم ، دیدم قهوه خانه آماده و غذا و چایى مهیاست ، ولى صاحبش نیست . گفتم : من گرسنه هستم و ناچار باید غذا بخورم . خسته و گرسنه ، شروع به غذا خوردن کردم ، دیدم کسى نیامد. گرفتم خوابیدم . صبح بیدار شدم ، باز کسى نیامد که پول غذا و چاى را بدهم . گفتم بروم به ماشین نگاه کنم و بر گردم . پس از آنکه به سراغ ماشین رفته و برگشتم ، دیدم نه قهوه خانه اى در کار است و نه قهوه چى یى ! این جا بود که متوجه شدم این هم از عنایات حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام بوده است . لذا آمده ام مسلمان بشوم ، و مسلمان شد. (کرامت ش۱۹۰)
****************************************
۱-قیام حق : صفحه ۱۴۸٫
۲-مفاتیح الجنه : صفحه ۲۲۶ (نقل از یادداشت هاى آقاى حقانى).
۳-نقل از ادعیه جلالیه : حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ جلالى شاهرودى (قدس سره) جلد ۲، صفحه ۴۳۲٫
۴-حیاه العباس : صفحه ۴۶٫
۵-خصایص العباسیه : صفحه ۲۹۰٫
۶-کشکول عطارى : ص ۷ و ص ۳۱۷٫
۷-مکین الاساس فى احوال اءبى الفضل العباس علیه السلام : صفحه ۷۳٫

[ad_2]

لینک منبع

شعری زیبا از ژولیده نیشابوری در مدح حضرت عباس (ع)

[ad_1]

حضرت عباس

حضرت عباس

به ژولیده نیشابوری گفتند که به صورت بداهه شعری دربارۀ حضرت عباس (ع) بگو که ۵ کلمه “چشم” در آن به کار رفته باشد ….
ایشان شعری گفتند که ۱۰ کلمه چشم در آن بود

چشم ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود
محو چشمم، چشم ها و چشم من بر آب بود
چشم گفتم،چشم دادم، چشم پوشیدم، ز آب
من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود

[ad_2]

لینک منبع

اعمال شب و روز اول ماه محرم

[ad_1]

محرم

محرم

محرم زمان آغاز سال جدید قمری است و در مکتب تشیع یادآور واقعه عظیم و با شکوه کربلا است که بواسطه آن حماسه‌ رشادت و بزرگمردی امام حسین(ع) در همیشه تاریخ جاودان شد.

اعمال شب اول ماه محرم
۱ـ نماز: این شب چند نماز دارد که یکی از آنها چنین است: دو رکعت، که در هر رکعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.

در فضیلت این نماز چنین آمده است: «خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است.»

۲ـ احیای این شب.

۳ـ نیایش و دعا.

روز اول محرم
اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(ع) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا را اجابت کرد.»

در اعمال این ماه آمده است: “زیارت عاشورا” را در محرم ترک نکنند و در جلسات روضه و عزاداری شرکت کنند .

دو رکعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار این دعا:‌

«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنهٌ جدیدهٌ فاسئلک فیها العصمه من الشیطان و القوَّه علی هذه النّفس الامّاره بالسُّوء»؛

بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم که مرا در این سال از شیطان حفظ کنی و بر نفس اماره (راهنمایی کننده) به بدی پیروز سازی.

[ad_2]

لینک منبع